غروب از نگاه دوربین موبایلم

 

     

پ . ن: این درخت خشکیده و غروب طلایی منو یاد دفتر خاطرات دوران دبیرستان انداخت شبیه  کارت پستال های که می چسبوندیم و یا نقاشی هایی که می کشیدیم شعرهایی که زیرش می نوشتیم .... غروب عاشقان رنگش طلایست   اگر چه آخرش رنج و جداییست.... غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده ...

/ 6 نظر / 7 بازدید
اقای معلم

سلام ممنون از حضورتان عکس زیبا و شعر خوبی هم یادتون اومده یادش بخیر یاده تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده

منو ببخش

اگه دلم تنگ مي‌شه خيلي برات منو ببخش اگه نگام گم مي‌شه تو شهر چشات منو ببخش منو ببخش اگه شبا ستاره‌ها رو مي‌شمرم اگه همش پيش همه بهت ميگم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي‌چينم منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مي‌بينم منو ببخش اگه تو رو مي‌سپرمت دست خدا اگه پيش غريبه‌ها به جاي تو مي‌گم شما منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم تو يه فرشته‌اي و من خيلي باشم يه آدمم منو ببخش اگه فقط مي‌خوام بشي مال خودم ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم!!! http://wzk.ir/rkHI

مهدی مظاهری

سلام خیلی تصور واقعای وزیباست

سینا

زیباتر از غروب نگاهی است که از چشمان تو در قاب خانه جای دارد. .................. تصاویر زیبایی را شکار کرده ای و من عاشق لحظه های عروب دلنشینم . چه خاطره می شود در انتهای غروب عزل عاشقی سرودن