این روزها

 

این روزها که می گذرد ،

هر روز احساس می کنم

 که کسی در باد

 فریاد می زند                    

احساس می کنم که مرا


از عمق جاده های مه آلود

یک آشنای دور صدا می‏زند

…..


این روزها که می گذرد ،

هر روز در انتظار آمدنت هستم

....

                                                                    

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویا(بیقرار)

گاهي ميتوان هـمه زندگـی را در آغـوش گـرفت کافـیست ... یـک نفـر تمـام زندگیـت باشـد

روزگار رهایی

سلام . اسم وبتون خیلی قشنگه مطالبتون هم بعضیاشو که خوندم زیباست من شما را لینک میکنم موفق باشید[گل]

سيمرغ

کسی دستــهايت را نمی گیرد ، در جيبــــت بـــگذارشان ... شايد خاطره ای ته جيبت مانده باشد که هنوز گرم است

Abtin...Persian

سکوت هرشبم طلیعه ی غمی ست که در انتهای سینه ام جاخوش میکند در روزهایی در ابتدای جاده ی بی تو بودن لبخند تو افسانه ای میشود ومی رود که به تاریخ بپیوندد ومن که سعی دارم در آخرین برگ از دفتر نانوشته هایم واژه ی خداحافظی را حک کنم... ...

مرضیه

میگم این شعر رو تقدیم به امام زمان کردی دیگه!؟ [نیشخند]

رویا(بیقرار)

اينجا زمين است رسم آدم هايش عجيب است! اينجا گم كه مى شوى به جاى اينكه دنبالت بگردند فراموشت مى كنن

Mohsen

بهار من گذشته شايد.....! زيبا بود!

Mohsen

[لبخند][لبخند][چشمک]

Abtin...Persian

میدونین چیه؟ مدت هاست احساس میکنم کر و لال شدم... بخاطر این که این روزها صدای احساساتم رو فقط عروسک های بچگی ام میشنود