واگویه های دلتنگی

همه چیز آماده ی شروعی دوباره بود

بارقه های امید همراه با ضربان ناموزون نبض و نفس

در قلبم پایکوبی عجیبی راه انداخته بودن

با انگشتان لرزان و منتظر برایش نوشتم:

دیر نکن...

دلم را آب دادم

آماده ی قربانی است....

 

............................................................................................

به او گفته بودم

سکوت من هیچ گاه نشانه ی رضایتم نیست

من اگر راضی باشم با شادی می خندم سکوت نمی کنم

اما او سکوت مرا نشکسته رفت....

 

...........................................................................................

داشتم به تنهایی عادت می کردم

با کتابهایم پیوند خورده بودم

اما تا نگاهم به این قطعه افتاد

بازگریه امانم نداد

چه زیبا گفته

شریعتی عزیز که:

"وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد

من آغاز کردم

چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن

مثل تنها مردن"

 

/ 30 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاشق

خداوندا دوستش دارم به اندازه ی تمام تنهایی ام و هر ثانیه به او میاندیشم که چه تلخ من را در این شهر سرد رها کرد و اکنون من دختری تنها در انتظار مرگ ایستاده تا شاید مرگ دستان سرد مرا در دست بگیرد و خاک پیکر خسته مرا در آغوش بکشد میخواهم سکوت کنم تا شاید سکوت برایم مرهمی شود تا شاید صدایش را در سکوتم بشنوم قلبم را هدیه میدهم به دستان بی رحم شما به دستانی که تمام زندگی ام را از من گرفت چراغ ها را خاموش میکنم به یادی شبی که کوله بارت را بستی و کاغذ و قلمم را برمیدارم کنار پنجره ی تنهایی ام میروم و به آسمان سیاه بی کسی ام می نگرم به چهر ه ی رهگذرانی که بی تفاوت از من دور میشوند نگاه میکنم و در سکوتی خاموش فریاد میکشم دیگر صدایم را نخواهید شنید من میخواهم سکوت کنم قشنگ بود

اباندخت

سلام مرسی ازحضورت وب زیبائی داری[گل]

حمید

تنهایی همه وجودمه.................

صورت زخمی

" انديشه برگ" شعر و ارسال از: ابراهیم فرحانی تو میدانی اندیشه برگ چیست از تیشه ودام دران ترس نیست وقتی می افته روی زمین برگی به تن درخت نمی افته لرزی اما وقتی ،برگ سبزی، روی زمین می شینه خشم وکینه به دل درخت می شینه بودن اون برکته اما تبر نمی دونه یا که نمی خواد بدونه اخه دلش از فلز و سنگه تبرزنم که منگ منگه اما تبر اینو بدون هر قدر درخت وبشکنی بازم جوونه میزنه جوونه هم می شه درخت با ریشه های سفت و سخت

مرضیه

سلام بهار خانوم عزیز! از سومیه خیلی خوشم اومد...[گل]

سرباز وطن

[گل]سلام عزیزم خوبی من امتحان دارم این چند وقت سعی میکنم بهت سر بزنم عزیز دلم میام پیشت[قلب]

بهار رویایی

از همه دوستای عزیزم که به من لطف دارن ممنووووووووووووووووووونم[ماچ]