خانه ی من

من دلم می‌خواهد


خانه‌ای داشته باشم پر دوست،


کنج هر دیوارش


دوست‌هایم بنشینند آرام


گل بگو گل بشنو…؛


هر کسی می‌خواهد


وارد خانه پر عشق و صفایم گردد


یک سبد بوی گل سرخ


به من هدیه کند.


شرط وارد گشتن


شست و شوی دل‌هاست


شرط آن داشتن


یک دل بی رنگ و ریاست…


بر درش برگ گلی می‌کوبم


روی آن با قلم سبز بهار


می‌نویسم ای یار


خانه‌ی ما اینجاست


تا که سهراب نپرسد دیگر


” خانه دوست کجاست 

فریدون مشیری

/ 13 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرمه

باد می وزد … میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است . . .

فرهاد

سلام ممنون که به وبلاگ من سرزدین. این شعر شما هم زیباست. من اون شعر فریدون رو که اشاره کردین نخوندم ولی شعر خانه ی دوست کجاست سهراب رو تقریباً حفظم. اما درباره کار شما : این کار در قالب شعر نو یا نیمایی نوشته شده. از ویژگی های این شعر اینه که شعر دارای یک وزن عروضی ثابت از ابتدا تا انتهاست. ولی طول مصراع هاش کوتاه و بلنده و از اندازه های شعر کلاسیک تبعیت نمی کنه. اگه نخوام فقط مثل بقیه تعریف و تمجید کنم و با گفتن حرفای دلخواه شما فقط حس خوبی بهتون بدم باید صادق باشم و بگم سوای مضمون زیبای این شعر اشکالاتی در وزن برخی مصرع ها دیده میشه. یا وین تغییر کرده یا اصلاً از وزنی تبعیت نمی کنه. مثلاً "روی بامش سبزه و بید" یا چند مورد دیگر. ضمن اینکه یکی از زیبایی های شعر نو این است که برخی مصرعها (کاملاً به دلخواه شاعر) مقفا هستند. مثل : «بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه "گذشتم" همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو "گشتم" ...» در کل زیبا بود و فقط یک جای مضمون برای بنده قابل هضم نیست : آنجا فرموده اید : «هرکه می خواهد ... وارد خانه پرعشق و صفایم گردد» به نظرم این برای یک بانو

فاطمه

فردا عازم سفرم نازگلم... روزهات سرشار از زندگی و دیگه اینکه لالم کن چه بمیرم و چه برگردم تو برام یه شاخه مریم همشه خواستنی خواهی موند.... سال نو هم مبارک

آقا معلم

سلام زیبا و جالب بود بدون تعارف زیبا سرودین

مصطفی

بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک شاخه های شسته ; باران خورده ; پاک آسمان آبی و ابر سفید , برگهای سبز بید عطر نرگس , رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار عیدتونم مبارک ... به همه ی ارزوهای قشنگت برسی[گل]