داستان فقر


قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت : پُونصَد تُومَن فَقَط آشغال گوشت مِشِه نِنه … بُدُم ؟ پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه ! قصاب آشغال گوشت های اون جوون رو میکند میذاشت برای پیره زن …..اون جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی میکرد گفت : اینارو واسه سگت میخوای مادر ؟ پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت : سَگ ؟ جوون گفت اّره … سگ من این فیله هارو هم با ناز میخوره … سگ شما چجوری اینارو میخوره ؟ پیرزن گفت : مُخُوره دیگه نِنه … شیکم گوشنه سَنگم مُخُوره … جوون گفت نژادش چیه مادر ؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه …ایناره بره بچه هام ماخام اّبگوشت بار بیذارم !

جوونه رنگش عوض شد … یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن … پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگیریفته بُودی ؟ جوون گفت چرا ! پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُورم نِنه … بعد گوشت فیله رو گذاشت اونطرف و آشغال گوشتاش رو برداشت و رفت ! قصابه شروع کرد به وراجی که خوبی به این جماعت نیومده آقا … و از این خزعبلات … و من همینجور مات مونده بودم !!

/ 20 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مازیار

به بیانی شیوا وقلمی توانابه گسترش نگاهتان به پراکندگی موضوع انتخابی خود براحتی احوالات ورخدادیک زندگی وتفاوت درآن ونیزنتیجه ونگرش متفاوت دوزندگی رابه زیبایی درنوشته ای کوتاه گردآوری ومکتوب نموده اید.جاداردبدین خاطرازاستعدادوتوجه خوب شماتشکر فراوان نمایم.موفق باشید.

وب خوبی دارید. مایلیم با شما تبادل لینک کنیم.

عالی بود.

مجید

سلام دوست خوبم وبلاگت خیلی خوبه مطالب جالبی داری منم تو زمینه موزیک سایت دارم اگرموزیک یا فیلم خواستی حتما به سایت منم سر بزن ولی واقعا با وبلاگت حال کردم موفق باشی دوست عزیزم. www.melodyhaa.com

ماشا

سلام دوست من. وبلاگت را خواندم و لذت بردم. به دیدارم بیا و شعرهایم را بخوان و نظرت را بنویس. با تبادل لینک چطوری؟ خبرم کن.

مجید

سلام دوست خوبم وبلاگت خیلی خوبه مطالب جالبی داری منم تو زمینه موزیک سایت دارم اگرموزیک یا فیلم خواستی حتما به سایت منم سر بزن ولی واقعا با وبلاگت حال کردم موفق باشی دوست عزیزم. www.melodyhaa.com

آواز ایرانیان

مطلب خوبی بود. ما شما رو لینک کردیم. شما هم ما رو لینک کنید.یا علی

فقط من!

چه پیرزن باحالی... مناعت طبع و جسارت در کلام و حضور ذهن در موقعیت... [دست]

امین

سلام گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد " . جبران خلیل جبران [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]