بـــــــ و شــــ ا مــــ
بـــــمــان و قــــــت شـــــکـــفـــــتــــــن آ ر ز و هـــــای مــحــــــال 
قالب وبلاگ
نويسندگان

[ چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٥ ] [ ۸:٤۱ ‎ب.ظ ] [ شــیرین اخضــمی ]

اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد...


اگر کوه ها کر نبودند


اگر آبها تر نبودند


اگر باد می ایستاد


اگر حرفهای دلم بی اگر بود


اگر فرصت چشم من بیشتر بود


اگر می توانستم از خاک یک دسته لبخند پرپر بچینم

تو را می توانستم ای دور  از دور یک بار دیگر ببینم


قیصر امین پور

[ دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٥ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ] [ شــیرین اخضــمی ]

ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻧﺪ .
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﭘﺮﯼ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺍﺩ ،ﻭ ﺷﺎﻋﺮ، ﺷﻌﺮﯼ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ .
ﺷﺎﻋﺮ ﭘﺮ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻻﯼ ﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﺶ ﺑﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺖ .
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺷﻌﺮ ﺷﺎﻋﺮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﮔﺮﻓﺖ .
ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ . ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .!
ﺯﯾﺮﺍ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ، ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ ،ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﭽﺸﺪ ، ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ .

 

پ.ن : عیدتون مبارک تولد همه ی فروردینی ها از جمله من و مامان و خواهرهام هم مبارکهورا

[ دوشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٥ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ] [ شــیرین اخضــمی ]

 

خداحافظی کردن همیشه سخته

حتی وقتی قرار باشه بری یه جای بهتر

علتش هم انس گرفتنه ،

به آدما به محیط و حتی به اشیاء 

من هر وقت هرجا بودم به این هم فکر کردم که یه روزی میرم

و امروز این اتفاق افتاد بعد از 5 سال....

من میخوام با محل کارم خداحافظی کنم

و برم جایی که نمیدونم بهتره یا بدتر

ولی هرچی هست اسمش تغییره و تغییر همیشه لازمه

خداحافظ خانه شهروند بهار

خداحافظ دوران آرامش

خداحافظ سال1394

پ.ن: پیشاپیش سال 1395 رو به همه دوستان مجازی

و حقیقی تبریک میگم

سال میمون بر شما میمونقلب

[ چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ شــیرین اخضــمی ]

من زاده ی کویرم و تو فرزند دریا

اما گویی سالهاست که می شناسمت

من از آرامش بی نظیر بیابان خسته ام

و تو از موج های نا آرام در گوشم زمزمه می کنی

از بلندای روح سخن می گویی 

به اوج می رسانیم

و می خندم آن گاه  که آهنگ رفتن می نوازی 

می دانم که نمی دانی کویر خاک دامنگیر دارد

[ پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٤ ] [ ۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ شــیرین اخضــمی ]

"من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشیار است"

نکند آن یاری که خیالش با ماست برسد از پس کوه؟

بشود همدم ما

من و این صبر سپید

"در دل من چیزیست مثل یک بیشه ی نور مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم که دلم می خواهد

بروم تا سر کوه

بدوم تا ته دشت

دورها آوایست که مرا می خواند"

تک سواری می آید

کوله باری بر دوش

آشنا با دل کوه

دوست با دریا ها

قامتی از جنس امید

و چه سبز است این یار

و چه اندازه تنش هوشیار است

....

 

پ.ن: درحال مراقبه سکوتم پس فعلا حرفی ندارم!

[ شنبه ۱٢ دی ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ] [ شــیرین اخضــمی ]

امروز بی آنکه بخواهم اشک حسرت ریختم

برای آدمهایی که باید می دیدم و ندیدم

حرفهایی که باید می شنیدم و نشنیدم

و فهمیدن هایی که دیر فهمیدم

به قول قیصر عزیز

حرفهای ما هنوز ناتمام…

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی !

پیش از آن که با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو نا گزیر می شود

ای…

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان چقدر زود دیر می شود!

 

پ.ن: بیشترین تاکید روانشناسان و مشاوران و روان درمانگران دنیا روی زندگی در لحظه ی حال است "اینجا و اکنون" چرا که ماندن در گذشته مسبب افسردگی و فکر آینده بانی اضطراب است اما من فکر می کنم همانها هم گاهی حسرت گذشته را خورده اند و نگران آینده شده اند پس بر من جوجه مشاور خرده نگیرید

 

[ چهارشنبه ٩ دی ۱۳٩٤ ] [ ٧:٢۳ ‎ب.ظ ] [ شــیرین اخضــمی ]

[ سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ] [ شــیرین اخضــمی ]

به تو که می رسم فرو می ریزم

دارم بلند بلند فکر می کنم

یا تخلیه هیجانی!

نمی دانم

می گویم و می گویم

و تو  پای تا سر گوش می شوی

و در آخر هم همان شعر تکیه کلامت...

دلی که صبر دارد گنج دارد

                                  دل بی صبر همیشه رنج دارد

[ شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٤ ] [ ۸:٢۸ ‎ب.ظ ] [ شــیرین اخضــمی ]

[ شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ شــیرین اخضــمی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به تماشا سوگند و به آغاز کلام اینجا تریبون آزاد من است خانه ای اجاره ای در دنیای مجازی. اینجا کنج دنجی ست برای لحظات تنهایی و دلتنگی ، خلوتی به دور از هیاهوی دنیای واقعی و دفتر خاطرات ماندگاریست برای گفتن ناگفته ها حس خوبی نسبت به اسم مستعار و عکس تزیینی ندارم سعی دارم خودم باشم خود واقعی ام پس اینجا همه چیز حقیقت دارد.
صفحات دیگر
امکانات وب

  • تیم بلاگ | زیبا مد